معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم مهدی جمشیدی ، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برخی در ابتدا تصور می کردند که اجتماعات مؤمنانه شبانه، تنها به برهۀ جنگی، و آن هم شاید تنها به پاره ای از آن، تعلق خواهد داشت و دیری نخواهید پایید که خودبه خود، رقیق و ضعیف خواهد شد و زوال خواهد یافت. هرچند جنگ ، هنوز به پایان نرسیده و ما همچنان در موقعیت جنگی به سرمی بریم، اما توقف های گاه بی گاه آتش، می توانست سبب پایان یافتن اجتماعات مؤمنانۀ شبانه شود.
به قلم مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
برخی در ابتدا تصور می کردند که اجتماعات مؤمنانه شبانه، تنها به برهۀ جنگی، و آن هم شاید تنها به پاره ای از آن، تعلق خواهد داشت و دیری نخواهید پایید که خودبه خود، رقیق و ضعیف خواهد شد و زوال خواهد یافت.
هرچند جنگ، هنوز به پایان نرسیده و ما همچنان در موقعیت جنگی به سرمی بریم، اما توقف های گاه بی گاه آتش، می توانست سبب پایان یافتن اجتماعات مؤمنانۀ شبانه شود.
بااین حال، دویست شب از آغاز این اجتماعات می گذرد و خیابان، هنوز هم شاهد این سلوک جمعیِ شبانه است. مردمانِ مؤمنِ مبعوث، همچنان احساس می کنند که باید در سنگر خیابان، حضور داشته باشد و عرصۀ عمومی را رها نکنند؛ چون دشمن در کمین نشسته و در انتظار لحظۀ مساعد برای تهاجم و خدعه و توطئه است. این حس، در ذهن بسیاری از کنشگران انقلابی، حاضر و فعال است و وجدان انقلابی آنها را بیدار نگه داشته است.
ازاین گذشته، داغ ازدست دادن رهبر شهید کهنه و عادی نشده و جامعه، هنوز هم در درون خویش، گداخته و غضبناک و حماسی است و جز به انتقام قطعی، راضی نمی شود. در میان آنچه که گفته شد، بیش از همه، باید از اثر و حرارت «خون ولی الهی» سخن گفت و ماندن مردم در خیابان و تداوم اجتماعات را به آن نسبت داد. جامعه دینی، هم حزن و ماتم و سوگ دارد و هم حماسه و جنبش و جوشش. آن خون قدسی، نقش «مذکِّر نفوس» را ایفا کرد و طرح بعثت را رقم خورد.
تاریخ انقلاب، همواره شاهد بعثت های الهی در جامعه بوده، ولی این بعثت، با همۀ آنچه که تاکنون دیده ایم، متفاوت است. چه بسا حتی در دهه شصت نیز، این همه شور و شوق و ایثار و ایمان، آن هم نه در میدان جنگ، بلکه در خیابان های شهرها، مشاهده نمی شد.
امروز و اینجا، خیابان به میدان دوم تبدیل شده و از «تمنای انتقام» و «طلب مقاومت»، تهی نمی شود. دویست شب، سپری شده، اما خیابان تمام نشده است. حتی دست هایی در عرصه سیاست، در پی پایان بخشیدن به خیابان بودند؛ چون می خواستند جنگ را به سویی سوق بدهند که پایان باز و محافظه کارانه داشته باشد، اما خیابان، اصرار بر تداوم خویش داشت.
مردمان مؤمن، خسته و بی نشاط نشدند و در انتظار پایان نبودند و نیستند، بلکه برعکس، خواهان استمرار هستند. ازاین جهت، خویش را با میدان نظامی مقایسه می کنند و چون می بینند که نظامیان، همچنان سنگرنشین و ایستاده و انگشت برماشه هستند، اینان نیز می خواهند خیابان را آماده و مهیا نشان بدهند.
جامعه می داند که جنگ، تنها در پهنه نظامی و بیرونی و مرزی نیست، بلکه طرح دشمن، درافکندن اغتشاش و آشوب داخلی در متن شهراست. در دی ماه سال گذشته، جامعه به چشم خویش دید که اگر نیروهای اغشاش گر، مجال بیابند، چه فاجعه هایی را رقم خواهند زد.
ازاین رو، مانده اند تا شهر، در امان بماند و توطئه درونی و شهری، جان تازه نگیرد. در نظر جامعه، تهدید مهلک و مخرب، همچنان در جریان است و تا وقتی این چنین است، باید حافظ خیابان بود و زمام و عنان آن را به دست گرفت. چه بسا غیبت در خیابان، ورق را برگرداند و انقلاب را با تنگنا مواجه سازد. مردمان مبعوث، این چنین سرشار از «خودآگاهی انقلابی» شده اند و برای خویش، «مسئولیت تاریخی» تعریف کرده اند.
حقیقت این است که اگر بعثت الهی رخ نمی داد و جامعه، برانگیخته و فعال نمی شد و در خیابان، حضور نمی یافت، انقلاب از دست می رفت. طرح اصلی دشمن، ترکیبی از جنگ بیرونی و جنگ شهری بود تا هم نشینی تهاجم نظامی و آشوب داخلی، همانند دو لبۀ یک قیچی، انقلاب را دچار زوال و فروپاشی کند.
اگر اجتماعات مؤمنانۀ شبانه در میان نمی بود، هرگز از موشک های حیرت انگیز ایرانی، کاری ساخته نبود. این دو بال، در کنار یکدیگر، قدرت آفریدند؛ یعنی «موشک» و «معنا»، در افق مشترک قرار گرفتند و نوع تازه ای از مواجهه ایجاد کردند که در تاریخ تجدد، نظیر ندارد. عالَم تجدد، هیچ فهم و تفسیری از این اتفاق نداشت و نمی دارد و نمی داند چرا خیابان، خالی نمی شود و چرا تقابل را به نظامیان، منحصر نمی کند و چرا می خواهد در هزینه مقاومت، شریک باشد.
این پرسش ها در افق تفکر و فرهنگ تجددی، بی پاسخ هستند. آنچه که در اجتماعات مؤمنانه شبانه، مشاهده می کنیم، به صورت خالص و ناب، برآمده از اقتضائات قدسیِ انقلاب و بر مدار حیات و هویّت دینی آن است.
براین اساس، انقلاب افزون بر «تکنیک»، از «ایمان» نیز بهره می گیرد، بلکه باید گفت حتی تکنیک، در سایه ایمان، خویش را می نشاند و دعوی مطلق و خودبنیاد ندارد. ازاین رو، برآمدن اجتماعاتِ مؤمنانه شبانه و تجلیِ خیابانیِ مردم به مثابه عماد دین، فتح تاریخی را رقم زد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}